تبليغاتX
سماموس
 
  صفحه اصلی |  تماس با نویسنده  

 باز باران

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
امروز باران آمد و « یادم آرد روز باران، گردش یک روز دیرین؛ خوب و شیرین، توی جنگل های گیلان».
چقدر دلم هوای شمال کرد.  شعر زیر شاید بهترین بیان باشد برای این احساس:

باز باران،
با ترانه،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه.

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها،
رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم
می پرند، این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی.

یادم آرد روز باران:
گردش یک روز دیرین؛
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان.

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده،
از خزنده،
از چرنده،
بود جنگل گرم و زنده.

آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.

بوی جنگل،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر،
هر کجا زیبا پرنده.

برکه ها آرام و آبی؛
برگ و گل هر جا نمایان،
چتر نیلوفر درخشان؛
آفتابی.

 

سنگ ها از آب جسته،
از خزه پوشیده تن را؛
بس وزغ آنجا نشسته،
دم به دم در شور و غوغا.

رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.

چشمه ها چون شیشه های آفتابی،
نرم و خوش در جوش و لرزه؛
توی آنها سنگ ریزه،
سرخ و سبز و زرد و آبی.

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو،
می پریدم از لب جو،
دور میگشتم ز خانه.

می کشانیدم به پایین،
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین،
از تمشک سرخ و مشکی.

می شندیم از پرنده،
داستانهای نهانی،
از لب باد وزنده،
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم در آنجا
بود دلکش، بود زیبا؛
شاد بودم
می سرودم
“روز، ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا؛
ورنه بودی زشت و بیجان.

این درختان،
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان؟

روز، ای روز دلارا!
گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
ای درخت سبز و زیبا!
هر چه زیبایی ست از خورشید باشد.”

 

اندک اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره.
آسمان گردید تیره،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران، ریخت باران.

جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه ها ی [ گرد] باران
پهن میگشتند هر جا.

برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابر ها را.

روی برکه مرغ آبی،
از میانه، از کرانه،
با شتابی چرخ میزد بی شماره.

گیسوی سیمین مه را
شانه میزد دست باران
باد ها، با فوت، خوانا
می نمودندش پریشان.

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.

بس دلارا بود جنگل،
به، چه زیبا بود جنگل!
بس فسانه، بس ترانه،
بس ترانه، بس فسانه.

بس گوارا بود باران
به، چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پند های آسمانی؛

“بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا،
زندگانی - خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا.”

*مجد الدین میرفخرایی*

 

درباره شاعر:
مجدالدين ميرفخرايی معروف به گلچين گيلانی جزو نخستين گروه از شعرای سراينده ی شعر نو ايران می باشد. وی در شهريور سال 1287 در شهر بارانهای هميشگي، رشت، در خانه ای نزديک سبز ميدان متولد شد .
دبستان را در رشت و دوره دبيرستان را در مدارس سيروس و دارالفنون تهران می گذراند. ... سال 1312 در آزمون اعزام دانشجو به اروپا پذيرفته می شود. نخست در فرانسه و سپس در انگلستان به ادامه تحصيل می پردازد. ... در سال ١٩٤٧ميلادی در رشته بيماري‌های عفونی و بيماري‌های سرزمين‌های گرمسيري، دكترای تخصصی گرفت و كار پزشكی را آغاز كرد . 
مرحوم نادر نادر پور درباره ی گلچين گفته است: « سخنش، همچون سرود جاويد کودکی و جواني، آهنگی شاد و سبکبار دارد » .
گلچين گيلانی در 29 آذر سال 1351 در لندن ، احتمالا در يک روز بارانی درگذشت . يادش گرامی باد

مأخذ: گيلنا

  ساعت 12:22 به قلم مهرداد       

 تقدير و سپاس

سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
به همه عزيزانم، سلام‌
ايام به كام.
مدتهاست كه مي‌خواستم نوشته‌هاي محبت‌آميزتان را با سپاسي، پاسخ دهم كه ميسر نمي‌شد. عذر و تقصير را بر من ببخشاييد.

 مهندس طاهري‌راد
مهندس مهدي نگاهي
خانم مهندس كراري
آقا پويا 
 خانم مهندس تشكري
آقاي بهروز بختياري
آقا محمد حسن
نرگس خانم

به اميد ديدارتان

گزيده:‌
تا نقش خيال دوست با ماست دلا          ما را همه عمر خود تماشاست دلا

  ساعت 23:21 به قلم مهرداد       

 برنج، گوجه فرنگی و نرم افزار

سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
در این اوضاع و احوال که گرانی بیداد می‌كند، مطلب زير از وبلاگ رادمان هم خواندني است:

"اوایل اسفند، یک مشتری گرامی از ما درخواست پیش فاکتور برای سیستم تلفن گویا داشت، ارسال کردیم با یک قیمت مناسب. هفته پیش مجددا تماس گرفته بود و از همکاران استعلام قیمت کرده بود، بچه ها هم همان قیمت پیش را اعلام کرده بودند. شاکی شده بود که چرا هنوز قیمت شما همین است! نرم افزار باید ارزان بشود و شما باید قیمت خود را نسبت به سال پیش کاهش دهید!کاش برنج یا گوجه فرنگی می فروختیم که نه تنها قیمتشان کم نشده، چند برابر شده، نرم افزار می فروشیم که مشتری ناراحت است از اینکه قیمت ان در عرض چندین ماه ثابت مانده است!
همین!"

گزيده:
آنانکه نمی‌توانند گذشته را به‌ياد بياورند، محکوم به تکرار آنند. جورج سانتا پانا

  ساعت 22:52 به قلم مهرداد       

 رابطه صنعت با دانشگاه بسيار مصنوعي است!

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387

دكتر سهراب‌پور، رئيس دانشگاه صنعتي شريف، طى گفتگويى با پايگاه اطلاع‌رسانى انجمن فارغ‌التحصيلان درباره رابطه دانشگاه و انجمن و انتظارات دو طرف از يكديگر نقطه‌نظرات خود را مطرح كرده‌ است.
وي در بخشي از اين گفتگو به رابطه صنعت و دانشگاه اشاره مي‌كند و مي‌گويد: "... چون صنعت ما صنعت خاص و شديدا دولتي است به همين علت رابطه صنعت با دانشگاه بسيار مصنوعي است و صنعت به زور قوانين و مقررات است كه با دانشگاه رابطه دارد. مثلا هر صنعتي بودجه‌اي براي پايان‌نامه‌هاي دانشجويي در نظر گرفته است. بدون كوچكترين توجه و استفاده‌اي از اين پايان‌نامه‌ها. اينها همه تشريفاتي است و فايده ندارد و صرفا حالت رفع تكليفي دارد.".

مرجع:سايت انجمن دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف

گزیده:
ما از اينکه نکند تمام زندگيمان به‌هدر رود وحشت داريم، اما هر روز از تکه‌تکه دور ريختن آن ابائی نداريم. «جان هاو»

  ساعت 23:19 به قلم مهرداد       

 Murphy's Computers Laws

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
با قوانين مورفی حتماْ آشنا هستید. از آنجا که بي‌ارتباط با موضوع خرابی کامپیوترم نبود، بخشي از قوانين مورفي در كامپيوتر را در زير آورده‌ام. خواندنش خالي از لطف نيست.

-  No matter how hard you work, the boss will only appear when you access the internet. 
-  Adding manpower to a late software project makes it later. 
-  Software bugs are impossible to detect by anybody except the end user. 
-  If such a program has not crashed yet, it is waiting for a critical moment before it crashes. 
-  If a program actually fits in memory and has enough disk space, it is guaranteed to crash. 
-  A working program is one that has only unobserved bugs. 
-  Bugs will appear in one part of a working program when another 'unrelated' part is modified. 
-  Program complexity grows until it exceeds the capability of the programmer who must maintain it. 
-  If a program is useful, it will have to be changed. 
-  If a program is useless, it will have to be documented.

گزيده:
دوستت دارم  نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن، پيدا مي‌كنم.  گابريل گارسيا ماركز

  ساعت 21:17 به قلم مهرداد       

 خرابي كامپيوتر

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

 چند وقتي است كه كامپيوترم خراب شده است. دليل آن هم ساده بود. براي آن كه بتوانم در منزل روي يكي از نرم‌افزارهاي پشتيان‌كننده از SOA كار كنم، مجبور بودم كه حافظه كامپيوتر را افزايش دهم. جدا كردن حافظه، همان و خراب شدن كامپيوتر نيز همان. به قول قدما، نبايد دست به خانه كهنه زد، چون هر جايي از آن را دست‌كاري كني، جاي ديگرش خراب مي‌شود. مدت دو هفته بود كه بدون كامپيوتر بودم. سر آخر مجبور شدم تا تعمير كامپيوترم، كامپيوتر يكي از بستگان را به امانت بگيرم. 
از همه دوستاني كه در اين مدت به يادمان بودند، تشكر و قدرداني مي‌كنم.

گزيده:

The hard drive on your computer will only crash when it contains vital information that has not been backed up.  Murphy's Computers Laws

  ساعت 21:13 به قلم مهرداد       

 وداع دوستان

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
اين روزها به هر دوستي كه مي‌رسي، در هر مصاحبه استخدامي كه شركت مي‌كني، بدون نياز به پرسيدن اين سئوال كه آيا براي اقامت در خارج از كشور اقدام كرده‌اي يا نه؟ بايد تنها پرسيد كي اقدام كرده‌اي و مقصدت كجاست؟ كانادا يا استراليا.
صرف نظر از دليل رفتن عزيزانمان، نتايج آن براي كشورمان و مهم‌تر از آن، براي خودمان، اسفبار است.
نويد هم يكي از دوستاني است كه چند هفته پيش رفت.  مثل همه دوستانی که رفتند، جايش خيلي خالي است.
خداوند پشت و پناهش باشد.

گزيده:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران      کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

  ساعت 21:9 به قلم مهرداد