تبليغاتX
سماموس
 
  صفحه اصلی |  تماس با نویسنده  

 راهی که در پيش است: وب 2.0 نسل بعدی نرم‌افزار

جمعه بیست و چهارم آذر 1385
مقاله‌ی جالبی از  Tim O'Reilly در مورد نسل بعدی نرم‌افزارها مطالعه کردم که ضمن آوردن آدرس آن، خلاصه‌ای از آن را نيز در زير آورده‌ام.

وی در مقاله خود آورده که سعی کرديم ابتدا با مثال تفاوت وب 1.0 و وب 2.0 را حس کنیم:

Web 1.0 Web 2.0
DoubleClick Google AdSense
Ofoto Flickr
Akamai BitTorrent
mp3.com Napster
Britannica Online Wikipedia
personal websites blogging
evite upcoming.org and EVDB
domain name speculation search engine optimization
page views cost per click
screen scraping web services
publishing participation
content management systems wikis
directories (taxonomy) tagging ("folksonomy")
stickiness syndication

 در ادامه سعی کرده است با استفاده از تجارب مؤفق، به بیان ويژگی‌های وب 2.0 بپردازد:

1- وب به عنوان يک پلتفرم
نرم‌افزار به عنوان يک سرويس در وب مورد استفاده قرار خواهد گرفت بر خلاف کامپیوترهای دسکتاپ (مانند گوگل)

2- استفاده از خرد  جمعی
اطلاعات جمعی از افراد متعدد به جای تعداد قلیلی از متخصصان (استفاده از خیل عظیمی از بازنگرها در انجمنهای شرکت آمازون برای بازنگری کتابها)
3- داده به عنوان "Intel Inside" بعدی
مالکیت بانکهای داده خاص مانند بانک اطلاعات محصول شرکت آمازون)
4- پایان چرخه ارائه نسخه نرم‌افزار
فرکانس بالای ارائه نسخه جدید نرم‌افزار (شرکت فليکر هر يک و نیم ساعت، يک نسخه جدید ارائه می‌دهد)
5-مدلهای برنامه‌نويسی سبک وزن
محيطهای ساده توليد که به راحتی امکان بازبه‌کارگیری را برای مشتریان فراهم می‌کند.
6-نرم‌افزار بالاتر از سطح یک وسیله جانبی
بسیاری از وسایل جانبی از طریق وب با هم کار می‌کنند (مانند iTunes و iPod)
7-تجارب کاربری غنی و توانا
واسط کاربری پويا که فاصله بین استفاده کنندگان وب و دسکتاپ را کاهش می‌دهند. 

آدرس مقاله:

What Is Web 2.0
Design Patterns and Business Models for the Next Generation of Software

  ساعت 20:26 به قلم مهرداد       

 مهندسی نرم‏افزار: گذشته، حال و آینده

جمعه بیست و چهارم آذر 1385
گریدی بوچداشتم مصاحبه با گریدی بوچ(Grady Booch) را می‏خواندم. مصاحبه‌کننده سئوالات جالبی پرسیده بود و از این رو کمک می‌کرد تا با دیدگاه این صاحب‌نظر دنیای مهندسی نرم‌افزار بیشتر آشنا شوم.
مدلسازی یکپارچه سیستم (سخت‌افزار و نرم‌افزار)(Unified System Modeling)، پارادایم آینده زبانهای برنامه‌نویسی، تبدیل تجریدهای سطح بالا به مدلهای سطح پايين‌تر، نقدهای وارد به بازبه‌کارگيری، خلاصه تجربه وی در انتخاب موضوعات مهم پروژه نرم‌افزاری، آينده UML، بهترین تجارب در نوآوری حوزه مهندسی نرم‌افزار، اکسیر حیات فرآیند تولید نرم‏افزار(Holy Grail Software Process)، توصيه وی به دست‌اندرکاران صنعت نرم‌افزار از مهم‌ترين سئوالات بود.

ضمن اینکه به شما توصیه می‌کنم، حتماً مصاحبه این صاحب‌نظر بزرگ را مطالعه کنید، توصیه وی به دست‌اندرکاران صنعت نرم‌افزار را در ادامه آورده‌ام.


Frontier Journal: What's your career advice for people who work in software industry؟
Grady Booch: Being a software developer is both a privilege and a responsibility. In this field, there are so many places to grow and contribute. Learn by studying the work of others; follow your passion. Most of all, be sure you have fun in the process.

  ساعت 18:22 به قلم مهرداد       

 آشفتگی دنیای تکنولوژی

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385
همیشه تغییرات تکنولوژی، آن هم با این سرعت، کمی ! آشفتگی ایجاد می‌کند به خصوص وقتی در جایگاهی هستید که یا تصمیم‌سازی می‌کنید و یا تصمیم‌گیری. وجود frameworkها برای ایجاد لایه‌ای از تجرید روی تکنولوژی است که شما با آن کار می‌کنید. مثلاً در پلتفرمهای مایکروسافتی، دات نت، لایه‌ای است روی خیلی‌ از تکنولوژی‌های مایکروسافت که شما با به‌کارگیری آن به سطح تجرید بیشتری نسبت به محیط اجرای نرم‌افزار دست پیدا خواهید کرد و از این رو تغییرات محیطی کمتر روی نرم‌افزار شما تأثیر  خواهند داشت. اما نکته این است که اگر خود این تجریدها، محل تغییر باشند، چه خواهد شد.

تردید من از آینده است و نه حال. تردید من از بعد پیشبرد محصول است و نه پروژه. از موقعی که مقاله زیر را مطالعه کرده و با مهدی صحبت کرده‌ام، دغدغه‌ام، دوچندان شده است.  

Should you skip .NET 2.0 altogether?

منتظر نظراتتان هستم.

  ساعت 11:40 به قلم مهرداد       

 جلسات دوم و سوم نشریه شیءگرایی مدار

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385
طی دو هفته اخیر، جلسات نشریه شیءگرایی مدار در محل شرکت برگزار شد. غیر از آقای مهندس هادی(به صورت پیش فرض ... )، آقای مهندس هنرمند نیز حاضر نبودند.

حاضران عبارتند بودند از:

- خانم مهندس صبا بزرگی

- خانم مهندس نیوشا قریشی

- خانم مهندس حمیده مطهریان

- آقای مهندس علیرضا خیرخواه

در جلسه سوم، چون کارهایم را انجام نداده‌ بودم، داوطلبانه دوستان را شیرینی مهمان کردم. هفته پیش هم چون علیرضا در جلسه اول غائب بود، همه را به شیرینی مهمان کرد.

برای هفته آينده، حدود پنجاه صفحه مطلب فارسی خواهیم داشت که واقعاً برای خود من مایه مباهات است. متأسفانه قرار نیست در اینجا موضوعات شماره اخیر را تشریح کنم، و گرنه شما را از موضوعات جلسات مطلع می‌کردم. جای همه شما خالی !

در کنار همه  بحثهای مربوط به نشریه، اینکه هفته‌ای یک بار همدیگر را ملاقات کرده و در مورد موضوعات  فنی موردعلاقه‌مان صحبت می‌کنیم،احساس فوق‌العاده‌ای را به من منتقل می‌کند.

 

  ساعت 11:23 به قلم مهرداد       

 تشکر و قدردانی

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385
از همه دوستان خوبی که برایم پیغام گذاشتند و من فرصت پاسخگویی نداشتم ، عذرخواهی کرده و کمال تشکر را دارم. در این فرصت به برخی از آنها خواهم پرداخت.

دوست خوبمان، آقای مهدی جلالی که هنوز موفق به دیدارشان نشده‌ام،  نوشته بودند: "از شما دعوت می شود با وبسایت www.uml.ir جهت ايجاد پایگاه رسمي منابع و مفاهيم تحلیل سیستم شیء گرا با ما همکاری کنید. "، ضمن تشکر باید عرض کنم که هدف من فعالیت رسمی در این حوزه نیست و از این رو نمی‌توانم خدمت دوستان خوبم باشم. این وبلاگ را هم برای دلخوشی خودم شروع کرده‌ام و ناگفته خود پیداست که به دلیل مشغله نمی‌توانم آن طور که دلم می‌خواهد آن را فعال کنم و مطالب مورد علاقه‌ام را در آن قرار دهم . در این جا از قول مهندس خیرخواه که ایشان نیز از قول مهندس یگانگی گفتند که شما وقتی سایتی را راه‌اندازی می‌کنید، به خواننده متعهد هستید. این بزرگترین مشکلی است که من با آن روبرو هستم. قبول مسئولیت کار راحتی است، اما عشق آسان نمود اول، ولی .... 

 یکی دیگر از دوستان به نام علی نوشته بودند که در مورد Agile Methods توضیح بدهم که انشاءالله به زودی در این مورد در حد بضاعتم خواهم نوشت.

یکی دیگر از خوانندگان فرموده بودند که در مورد مدل 4+1 دیدمعماری فیلیپ کراچن توضیح بدهم و خانم حمیده هم فرموده بودند که مطالب معماری را ادامه بدهم، که حتماً این کار را ادامه خواهم داد.

از آقای مهندس علی نوبر هم کمال تشکر را دارم و خدمتشان عرض می‌کنم که مفهوم Validation با آنچه در پوکایوکه آمده متفاوت است. ایده من از پوکایوکه این است که ما از این تکنیک در مهندسی نرم‌افزار بدین شکل می‌توانیم استفاده کنیم که کاربر (در محصول نرم‌افزاری) و نیز توسعه‌دهنده (در فرآيند تولید نرم‌افزاری) نتواند اشتباه کند. مثلاً توسعه‌دهنده نتواند در استفاده از مؤلفه امنیت در طراحی و پیاده‌سازی اشتباه کند. (فرض کنید که واسطهای-interface- مؤلفه-component- مانند شاخکهای سه‌شاخه تلفن باشد که نگذارد در پریز برق وارد شود.) - چقدر خوب می‌شد که من و آقای نوبر به همراه اساتید و دانشجویانی تیمی تشکیل می‌دادیم و روی این موضوع کار می‌کردیم.

به سرکار خانم صادقی هم عرض می‌کنم که انشاءالله در مورد ITO Seeding بیشتر خواهم نوشت.

نکته آخر این که آقای مهندس هادی از دوستان عزیز و دوست‌داشتنی‌ام است. ایشان به من فرموده‌ بودند که نمی‌توانند روزهای زوج برای جلسات نشریه تشریف بیاورند و از آنجا که برای بنده مقدور نبود که روزهای فرد در جلسات نشریه باشم و از طرفی به دلیل تشکیل جلسات در شرکت مدار گسترش فناوری حضور من الزامی بود، از این رو قرار شد که من هماهنگی جلسات را به عهده داشته باشم و ایشان را مطلع نمایم. لذا غیبت ایشان موجه است. اما چون خیلی به ایشان ارادت دارم، هر چند وقت یک بار، سر به سر ایشان خواهم گذاشت. هر چند عرض کنم که ایشان مدتهاست که هیچ تماسی در مورد نشریه با من نگرفته و حتی در mailing list نشریه هم غیرفعال هستند. خانم مهندس بزرگی که زحمت هماهنگی‌ها را به عهده دارند، گواه مطلب اخیر خواهند بود. 

  ساعت 7:10 به قلم مهرداد       

 روبات سخنگوی همزبان

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385
چند سال پیش به صورت اتفاقی با آلیس(ALICE)، روباتی که می‌توانست با شما صحبت کند، آشنا شدم. قابلیتهای آلیس برای من خیلی جالب بود. آلیس بر اساس دانش حوزه هوش مصنوعی طراحی و ساخته شده بود و برنده بسیاری از جوایز روباتهای گفتگوکننده نیز شده بود.

چند وقت پیش دنبال موضوعی می‌‌گشتم که با نمونه دیگری از این گونه روباتها که اتفاقاً از روی آلیس ساخته شده بود، آشنا شدم با این تفاوت که دوست جدید ما، می‌توانست در مورد UML با شما به گفتگو بپردازد. این روبات که سایبر ایوار (Cyber Ivar) نام دارد و نامش از نام ایوار جیکابسون (Ivar Jacobson) -این پیرمرد خستگی ناپذیر- اقتباس شده است، ویژگیهای جالبی دارد. من چند سئوال از دوستمان پرسیدم و جوابهایی که داد، جالب بود.

به شما هم توصیه می‌کنم که یک بار صحبت با دوست تازه آشنایمان را تجربه کنید.

 

  ساعت 6:36 به قلم مهرداد       

 پوکا یوکه - تکنیک خطاناپذيرسازی فرآيندها

جمعه دهم آذر 1385
کتاب  پوکا یوکه تکنیک خطاناپذيرسازی فرآيندها تأليف مايکل آر. بيوریگارد، ریموند جی.میکولاک، رابین ای مک درموت و ترجمه مهندس سارا صلواتی کتاب جالبی است. این کتاب را از حسین هدیه گرفتم و چه هدیه باارزشی. بخش‌هایی از کتاب را در زیر آورده‌ام:
"در لغت‌نامه ژاپنی، پوکایوکه به معنی حماقت‌ناپذيری ترجمه شده بود و لیکن به تشخیص اساتید من، ... ترجمه آن را خطاناپذيری نامیدند.
پس از بازگشت به آمریکا متوجه شدم که اکثر شرکتهای ما نیز ازخطاناپذيری فقط در همان زمینه (یعنی به عنوان ابزار ایمنی) استفاده می‌کنند و خطاناپذيرسازی در زمنیه بهبود تولید و بهره‌وری کاربردی ندارد. درحالیکه امروزه استفاده از این تکنیک تغییر کرده و من از اینکه می‌بینم خطاناپذيرسازی در جریان اصلی بهبود فرآيند کاربرد پیدا کرده است، خوشحالم.
به نظر من، موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که روشهای خطاناپذيرسازی را در درازمدت دنبال کنند.
خطاناپذیرسازی روشی جهت غیرممکن ساختن اشتباهات است. این تکنیک می‌تواند با ایجاد تغییرات دائمی در تجهیزات، عملیات و یا رویه‌ها، فرصت بروز اشتباهات را حذف یا در صورت بروز یک اشتباه، با ارسال سیگنال، سریعاً جلوی انجام کار اشتباه را بگيرد.
تمرکز تکنیک خطاناپذیرسازی بر سلب فاکتورهای انسانی در مواقعی است که انجام کاری بر اثر تکراری بودن آن نیاز به حافظه، توجه و تمرکز دارد. البته این بدان معنی نیست که فکرکردن را در انجام کارها حذف کنیم، بلکه باید کاری کرد که زمان و ذهن افراد آزاد شده، با انجام یک سیستم خلاق و یک فعالیت ارزش‌آفرين(Value Adding) کارها بدون ترس از اشتباه بودن آنها و به صورتی صحیح انجام شوند.
مطمئناً اغلب اشتباهات به طور عمدی ایجاد نمی‌شوند، آنها معمولاً بر اثر پيچيدگی فرآيندها ایجاد می‌شوند.
در زمینه بروز اشتباهات، دو طرز تفکر متفاوت وجود دارد:
1- اشتباهات اجتناب ناپذیرند و شما باید بیاموزید که چگونه با آنها زندگی کنید. این طرز تفکر موجب کاهش بهره‌وری شده و همیشه ما را به سوی شکست سوق می‌دهد.
2- اشتباهات می‌توانند و باید حذف شوند. اگر چه این طرز تفکر به تنهایی چاره‌ساز نیست و لیکن زمینه‌ساز فعالیتهای بعدی جهت دستیابی به محصولات با عیوب صفر است.
نمونه‌هایی از خطاناپذیرسازی در زندگی روزمره:
1-اغلب اتوها در صورت عدم استفاده از آنها به طور خودکار خاموش می‌شوند.
2-نوارهای صوتی-تصویری و دیسکتهای کامپیوتر که با برداشتن زبانه ایمنی آنها از پاک شدن و یا ضبط مجدد بر روی آنها جلوگیری می‌شود.
3-دیسکتهای کامپیوتری را نمی‌توان به صورت اشتباه وارد درایو نمود. "

مطالعه این کتاب باعث شد که خیلی در مورد به کارگيری این روش در تولید نرم‌افزار فکر کنم.
ما از دو سو با فرآيند درگیر هستیم.
اول: در تولید نرم‌افزار همه ما از یک فرآيند و روش استفاده می‌کنیم. منظورم از روش، روشهايی مانند RUP،  Agile، ... نیست. بلکه گامهای انجام کار تولید نرم‌افزار است.
دوم: در اکثر قریب به اتفاق نرم‌افزارهايی که تولید می‌کنیم، روش و فرآيند انجام کار مشتری را مکانیزه و گاه دستخوش تغییر می‎‌‌کنیم.
اگر بتوانیم این ایده و تکنیک را در این دو مقوله به کار بگیریم، شاید بتوانیم درصد اشتباهات را کاهش دهیم، اشتباهات حین تولیدمان و اشتباهات کاربر محصولمان.
یک مجموعه از ایده‌ها در ذهنم است ولی هنوز پخته نیست.
اگر شما هم نمونه‌ها و يا ايده‌هايی در این زمینه دارید، برایم یادداشت بگذارید.

  ساعت 22:28 به قلم مهرداد       

 اولین جلسه تیم تحریریه نشریه برای شماره دوم

چهارشنبه هشتم آذر 1385
شنبه هفته جاری، اولین جلسه تیم تحریریه نشریه برای شماره دوم در محل شرکت مدار گسترش فناوری تشکیل شد.

حاضران عبارت بودند از:

- خانم مهندس بزرگی          -خانم مهندس قریشی

-خانم مهندس مطهریان        -آقای مهندس هنرمند

آقای مهندس خیرخواه هم چون مسافرت بودند، غائب بودند.

از آنجا که آقای مهندس هادی بنده را تهدید کرده‌اند، چه باشند و چه نباشند، به صورت پیش فرض همیشه حاضر اعلام خواهند شد. 

مهم‌ترین نکته‌ای که همه اعضا توافق داشتند این بود که کیفیت شماره اول در حد انتظار نبود. (نرسیدن کیفیت مورد انتظار به دلیل تأخیر من در هماهنگی تیم بوده است. )

شنبه هفته بعد، دومین جلسه برگزار خواهد شد که هدف آن، جمع‌بندی چند عنوان از عناوین نشریه است.

  ساعت 19:40 به قلم مهرداد       

 ساختار سازمانی يک شرکت نرم‌افزاری

چهارشنبه هشتم آذر 1385
دوشنبه با دوست خوبم، حسين جلسه داشتم. در این مدت دوستان گمشده  بسياری را پيدا کردم که يکی از آنها حسين بوده. حسین از طریق علی‌رضا کشف شد! علی‌رضا از طريق مظفر کشف شد! مظفر هم خيلی اتفاقی ايميل مرا در اينترنت پيدا کرده بود و نامه‌ای فرستاد و من را سورپريز کرد.
چه دنيای عجيبی! حسین دفاع آخر بود، مظفر دفاع چپ و عليرضا هم دفاع راست بود. من کجا بودم؟ (قول می‌دهم که توپ جمع کن نبودم)يادم می‌آيد که يک بار نایب قهرمان دانشگاه شديم.

حسین از رشته سخت‌افزار به حوزه‌ای تغییر کار داده است که از عهده هيچ کس جز خودش، این کار بر نمی‌آيد. واقعاً مسلط به حوزه جديد شده است.
سالها موضوعی که ذهن مرا به خود مشغول کرده اين بوده که سازمان و ساختار يک شرکت نرم‌افزاری چگونه بايد باشد. با همه احترامی که برای خودم و همکارانم در ايران قائل هستم، بايدعرض کنم که ما در شرکتهای نرم‌افزاری هنوز به بلوغ لازم دست پيدا نکرده‌ايم و شايد نيازش را حس نکرده‌ايم که به فکر ساختار و تشکيلات مناسب خود باشيم.
ازاین رو با حسین این موضوع را مطرح کردم، او ابراز علاقه کرد و قرار شد که دو نفری روی این موضوع کار کنيم. البته عرض کنم که علیرضا هم به موضوع علاقمند شده و قرار است که سه نفری روی این موضوع کار کنیم. تیم ما ترکیب جالبی بود.
بحثهای خيلی جالبی در آن جلسه انجام دادیم. حسین دست پر آمده بود. با Presentation و مستندات پرینت شده. از مدیریت استراتژيک، Balance Score Card، روش هوشی کانری، روشهای بهبود سازمانی ژاپنی و آمريکايی، هرم دانش، جايگاه تحقيق و توسعه، ويژگی‌های خاص  حوزه نرم‌افزار و خيلی چيزهای ديگر صحبت کردیم.

وقتی دیده‌ها و شنيده‌هاتان رنگ علم به خود بگيرد، چقدر ساختار ذهنی‌تان شکل گرفته و الگوها ساده می‌شوند. چقدر دنیا قشنگ‌تر شده است. تازه می‌فهمم که چرا ابوريحان می‌گفت: اين موضوع را بدانم و بميرم بهتر است يا نادانسته بميرم.

جلسه فوق‌العاده‌ای بود. جای عليرضا خيلی خالی بود. جای شما هم خالی !

  ساعت 19:10 به قلم مهرداد       

 چرا متخصصین کامپیوتر هالووین را با کریسمس اشتباه می‌گیرند

چهارشنبه هشتم آذر 1385
جواب این مسئله بسیار ساده است.

25 دسامبر، روز کریسمس و 31 اکتبر روز هالوین است. از آنجا که (25)DEC مساوی است با (31)OCT( 25 در مبنای عدد 10 برابر با 31 در مبنای عدد هشت است)، همکاران خارجی ما همیشه این دو روز را با هم اشتباه می‏کنند.

از: ؟

  ساعت 18:37 به قلم مهرداد       

 درگذشت آقای شايگان

سه شنبه هفتم آذر 1385
آقای شايگان معلم ادبيات سال اول دبيرستان من، ديشب از دنيا رفت. کلاس مرحوم شايگان، کلاسی پر از شادی، قصه‌های شيرين و پندهای حکمت‌آموز بود.
يادم می‌آيد که ايشان هميشه شکلاتی در دهانشان داشتند و می‌گفتند که چون ناراحتی معده دارند، مجبورند که هميشه اين کار را بکنند و بالاخره اين بيماری، شب گذشته ايشان را از ما گرفت.
وقتی خود را معرفی می‌کرد، اشاره می‌کرد به محل تولدش که گاهی جزو استان يزد می‌شد و گاهی جزو استان اصفهان. خودشان در تهران تحصيل کرده بودند و در همسرشان اهل شهر فومن بود و آن موقع ساکن فومن نيز بودند.
ايشان می‌گفتند که من نيمه يزدی، نيمه اصفهانی که در تهران تحصيل کردم، در فومن ازدواج کردم و ....
به خانواده ايشان، مدير، مسئولين آموزشی، معلمان و همه هم‌دبيرستانی‌ها و دوستانم، درگذشت ايشان را تسليت عرض می‌کنم.
روحش شاد.

  ساعت 21:45 به قلم مهرداد       

 نخستين شماره نشريه شیءگرايی مدار (OOeJ)

چهارشنبه یکم آذر 1385

به حول و قوه خداوند و به کمک دوستان بالاخره در زمان مقرر نشريه شيءگرايي انتشار يافت.
اگر بخواهم کار انتشار آن را با روشهاي تکراري افزايشي (
Iterative and Incremental)مقايسه کنم، شايد خالي از لطف نباشد.

  • زمان انتشار ثابت و غير قابل تغيير بود . مشابه با روشهاي تکراري-افزايشي که هر تکرار از نظر زماني بسته مي‌شود، هرچند برخي از کارها به اتمام نرسيده باشد.
    به عنوان مثال در اين نسخه به دليل آن که هارد کامپيوتر من هفته پيش از کار افتاد و من تمامي نامه‌هايم را از دست دادم، نتوانستم معرفي محصول آموزش
    UML شرکت آشيان را که قولش را به آقاي مهندس رضا اکبري داده بودم، به انجام رسانم. هر چند که در سايت شرکتشان نامه‌اي ارسال کردم، ولي هر چقدر منتظر ماندم، جوابي دريافت نکردم. لذا ضمن پوزش از آقاي اکبري، اين کار در نسخه بعدي نشريه به انجام خواهد رسيد. در کنار آن بايد به شدت وقت (نداشته‌ام) را صرف تهيه مقاله مي‌کردم. ديروقت به منزل مي‌رسيدم، تنها با يک سلام به سراغ کامپيوترم مي‌رفتم تا مقاله‌ام را آماده کنم. خيلي سخت بود، ولي خوب، انجام شد.
  • تيم تحريريه از تجربه نسخه شماره اول، کلي تجربه آموخت که حتماً در نسخ بعدي بسيار کمک کار خواهد بود. به عنوان مثال به اين نتيجه رسيديم که حتماً بايد در جلسات حضوري برنامه‌ريزي و دريافت کارها و ارائه نتايج نهايي آنها صورت گيرد. در روشهاي تکراري-افزايشي نيز به همين نحو است. شما در پايان تکرار، کلي مطالب جديد آموخته‌ايد که در تکرارهاي بعدي به شما در افزايش کيفيت کمک خواهند کرد.
  • همچنين از اين شماره به بعد، نتايج نسخه قبلي را ارزيابي و براي نسخه بعدي برنامه‌ريزي خواهيم کرد. همانند اين حالت براي روشهاي تکراري-افزايشي خواهد بود. در انتهاي هر تکرار، تکرار جاري را ارزيابي و براي تکرار بعدي، برنامه‌ريزي انجام مي‌دهيد.
  • مواجه شدن با ريسکها. تا دلتان بخواهد ريسکها شمشير از رو بسته، مقابلمان ايستاده بودند. به عنوان مثال در دسترس نبودن مهندس هادي عزيز و دوست‌داشتني .  البته عرض کنم که ايشان يک مقاله بسيار خوب براي نشريه آماده و ارسال نمودند.

به هر حال اميدوارم  روز به روز به تعداد دوستاني که آستينها را بالا مي‌زنند و آموخته‌ها و تجارب خود را به نوشته مبدل کرده و برايمان مي‌فرستند، اضافه شود. عزيزانم، هر چند مي‌دانم که نوشتن کار راحتي نيست، ولي سخت‌ترين بخش آن، نوشتن کلمه اول آن است.

چند جمله زيبا:

  • تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است.
  • خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد.
  •  امروز، اولين روز از بقية عمر شماست.
  •  دشوارترين قدم، همان قدم اول است.

 

حق نگهدارتان

 

  ساعت 19:51 به قلم مهرداد       

 علی‌آقا سگ پز در اينترنت

چهارشنبه یکم آذر 1385

همه بچه‌های دانشگاه شريف با علی‌آقای سگ‌پز آشنا هستند. ايشان در خيابان پشت دانشگاه، ساندويچ فروشی داشتند. ايشان آن قدر مهم و شناخته‌شده هستند که حتی يک بار نشريه نقطه سرخط دانشگاه با ايشان به طور مفصل مصاحبه کرده بود. شايد خيلی از اساتيد دانشگاه با همه احترامی که برايشان قائلم، به اندازه ايشان معروف نبودند.

يکی از دوستان، دکتر علی کيانی، از کانادا آدرسی را در wikimapia.org فرستاد که عکسهای دانشگاه شريف و فضای اطراف آن را نشان می‌داد. نکته جالب آن که، کلبه خوراک علی‌آقا سگ‌پز جزو جاهايی بود که کاملاً مشخص شده بود.

دوستان شريفی حتماً آن را ملاحظه نماييد و تا به ياد دوران خوب دانشگاه، لبخندی به لبتان بيايد.

http://wikimapia.org/#y=35703494&x=51353831&z=17&l=0&m=a

 

به اميد ديدار.

  ساعت 19:13 به قلم مهرداد