تبليغاتX
سماموس
 
  صفحه اصلی |  تماس با نویسنده  

 Grady Booch مردی برای تمام فصول

شنبه بیست و یکم مرداد 1385
معرفی سايت الگوهای نرم‏افزاری Grady Booch بهانه‏ای شد تا يادی از گذشته کنم.
گريدی بوچ (Grady Booch) يکی از تأثيرگذارترين و شناخته‏شده‏ترين افرادی است که دنيای نرم‏افزار و به خصوص دنيای شیءگرايی و متدولوژی به خود ديده است. او که متولد 1955 است، مدرک کارشناسی را از آکادمی نيروی هوايی آمريکا در سال 1977 و کارشناسی ارشد را از دانشگاه کاليفرنيا در سال 1979 در رشته مهندسی برق دريافت نموده است.
آشنايی من با گريدی بوچ بر می‏گردد به زمان تحصيل در مقطع کارشناسی. در آن زمان من با گروه شیءگرايی انجمن انفورماتيک ايران آشنا شدم. آخرين چهارشنبه هر ماه، جلسات اين گروه تشکيل می‏شد و من از اولين جلسه آن، سعی می‏کردم سخنرانی‏های ماهانه آن را از دست ندهم.
حضور آقايان مهندس رامين عرفانيان و مهندس علی ارسنجانی و بعدها مهندس نويد خسروی- مديريت عامل محترم شرکت نبراس انفورماتيک - غنيمتی بود تا مطالب جديدی ياد بگيرم و بيشتر با اين دنيای زيبا آشنا شوم. اين نکته هم بايد يادآور شوم که آشنايی با مفهوم شیءگرايی را از دوست خوبم علی عبداللهی ازگمی دارم. او برنامه‏ای را که خودش نوشته بود را برايم تشريح کرد و مرا با مفاهيم شیءگرايی آشنا نمود. در آن زمان، آقای عرفانيان تازه از خارج آمده بودند و کتاب بوچ را در جلسه‏ای معرفی کردند و من هم نسخه‏ای کپی از آن تهيه کردم و بعد از آن، اين کتاب شد همه زندگی من. کتاب Object Oriented Analysis and Desin with Application از حيث مطالب، واقعاً کتاب سنگينی است. اين کتاب جزو پرفروشترين کتابهای نرم‏افزار محسوب می‏شود. نکته خيلی جالب در کنار مطالب فنی و علمی کتاب، مقدمه آن بود که بوچ از همه تشکر کرده بود و در آخر از گربه‏هايش تشکر و قدردانی کرده بود که در مدت نوشتن کتاب تا پاسی از شب، کنارش می‏ماندند.

من که به بوچ بسيار علاقمند شده بودم، در تمام اين دوران، اخبار مربوط به او را دنبال می‏کردم، از مصاحبه‏ها گرفته تا گزارشهای خبری. هميشه در مصاحبه‏هايش شما آينده نرم‏افزار و مسير حرکت آن را به خوبی پيدا می‏کرديد. مطالعه مطالبی که از وی منتشر می‏شود را به همه شما عزيزان توصيه می‏کنم.

بوچ از سال 1981 يعنی سال تأسيس شرکت Rational در اين شرکت حضور داشت و پس از خريد آن توسط شرکت IBM، بوچ از سال 2003 رسماً کارمند شرکت IBM گرديد.
ارائه متدولوژی Booch Method، نوشتن شش کتاب پرفروش، ارائه UML، ارائه RUP از مهم‏ترين کارهای اوست.
آخرين کاری که انجام داده است ارائه سايتی است برای الگوهای نرم‏افزاری؛ تحليل، طراحی، معماری، ضدالگو، مديريت پروژه و برنامه‏نويسی؛ که ديدن آن را اکيداً توصيه می‏کنيم.برای ديدن آن می‏توانيد به آدرس www.booch.com/architecture مراجعه نماييد. 
گريدی بوچ عزيز و دوست‏داشتنی، حدود دو ماه است که جراحی قلب انجام داده است. برايش آروزی سلامتی و بهبودی کامل دارم.
برای اطلاع دوستان، آدرسهای مفيدی که مربوط به گريدی بوچ می‏شود را در اينجا آورده‏ام.

www.booch.com/architecture
http://en.wikipedia.org/wiki/Grady_Booch
http://www-03.ibm.com/developerworks/blogs/page/gradybooch
http://www-306.ibm.com/software/rational/bios/booch.html

  ساعت 22:18 به قلم مهرداد       

 روی مسأله تمرکز نکن، به راه حل فکر کن

جمعه سیزدهم مرداد 1385
فيلم Patch Adams را پس از مدتها دوباره تماشا کردم.

در صحنه‏ای از فيلم،  آدامز (نقش اصلی فيلم) که در بيمارستان روانی بستری بود با يکی ديگر از بيماران - Arthur Mendelson يکی از معروف‏ترين مبتکرين و مخترعين زمان - مشغول صحبت بود. قبلاً او چهار انگشت دستش را به آدامز نشان داده بود و از او پرسيده بود که اين چند تاست؟ آدامر گفته بود: "چهار تاً. آرتور به او گفته بود: يک ديوانه ديگه!

اين بار بيمار همان پرسش را دوباره پرسيد و در ادامه به آدامز جملاتی  را گفت که واقعاً انسان را به فکر وا می‏دارد.  اين ديالوگ را در اينجا آورده‏ام.

 

A: How many do you see?
P: There are four fingers, Arthur.
A: No, no, no. Look at me.
P: What?
A: You're focusing on the problem. if you focus on the problem, you can't see the solution. Never focus on the problem. Look at me.
P: How many do you see? No, look beyond the fingers. See what no one else sees. See what everyone else choses not to see. Out of fear and confirmity and laziness. See the whole world anew each day. The truth is you're well on the way.

برداشت از ديالوگ بالا را به خودتان واگذار می‏کنم، ولی برای من چون پتکی بود که بر سرم فرود آمد.

ديدن این فیلم را اکيداً توصيه می‏کنم.


  ساعت 11:45 به قلم مهرداد       

 سماموس، وبلاگ من

جمعه سیزدهم مرداد 1385

سماموس نام بلندترين قله منطقه اشکورات رودسر است. نمادی از بزرگی، صلابت و تعالی.
محلی‏ها بر اين باورند که اگر تمامی برفهای سماموس آب شوند، قحطی خواهد آمد. از اين رو سماموس، نماد زندگی است.

در اين عين بزرگی، زندگی را صدا می‏زند و شما را به سوی خود می‏خواند.


از اينکه وبلاگم به اين نام خوانده شود و عزيز ديگری اين نام را بر وبلاگ خود ننهاده، خوشحاليم، وصف ناپذير است.

اطلاعات بيشتر در مورد سماموس را می‏توانيد در ويکی‏پيدا پيدا کنيد.

  ساعت 10:34 به قلم مهرداد