تبليغاتX
سماموس
 
  صفحه اصلی |  تماس با نویسنده  

 زیبایی

سه شنبه یکم مرداد 1387

مرجع: Day in pictures

گزیده
:
به نظر من، ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم .  آندره ژید

 

  ساعت 21:27 به قلم مهرداد       

 Current business environment and drivers

یکشنبه سی ام تیر 1387

دانستن شرایط پيراموني فضاي تولید و توسعه نرم افزار  کمک شایانی به تحلیل درست و تفکر در ساماندهی آن می‌نماید. مطلب زیر بخشی از شرایط را توصیف می‌نمايد:

IT development does not take place in isolation. The purpose of IT is to facilitate the operations of a business. The needs of the business environment drive the way we develop IT.
Current business drivers include:
The On Demand Business:
As businesses are expected to be more adaptable and flexible, so too are the IT systems that enable them.

Business relevance:
Now more than ever, there is a strong focus on IT departments to deliver business value. Software must be business relevant.  Miscommunication between business and IT people can lead to projects that, successful from an IT-delivery viewpoint, are deemed business failures.

Cost control:
The days of IT being invested in on the strength of its promises are long gone. IT departments now operate under strong budget constraints and are expected to demonstrate value for money.

Increasing complexity:
Software systems continue to increase in scale and complexity to meet business needs. Techniques that work well for small-scale development do not necessarily scale to enterprise-wide initiatives.

Skills availability:
The sophistication of today’s IT platforms means that specialists’ knowledge is required to deliver software. Many organizations struggle to find sufficient skilled professionals to support their development. In addition, projects often depend on key individuals and suffer significantly if those individuals leave a project or organization.

Changing middleware environment:
Today’s applications are deployed to a huge variety of middleware platforms, and the rate of change in platform technology is showing no sign of slowing up. Businesses want to take advantage of advances in middleware but do not want to repeatedly rewrite their applications.

Ref: Patterns: Model-Driven Development Using IBM Rational Software Architect, IBM Corp.

گزيده:
با مشکلات می‌جنگیم که به آسایش برسیم ، وقتی به آسایش رسیدیم، آسایش را غیر قابل تحمل می‌دانیم . بروکس آدامز

  ساعت 21:43 به قلم مهرداد       

 مشاوره در انتخاب و استقرار ERP، کاهش چالش‌ها، افزايش موفقيت

یکشنبه سی ام تیر 1387

عنوان همايش:مشاوره در انتخاب و استقرار ERP

کاهش چالش ها، افزايش موفقيت

چارچوب همايش و محورهاي بحث:

  • شناسايی پيش نيازهای درون سازمانی و عوامل برون سازمانی برای حصول نتيجه مطلوب از راه حل ERP
  • چارچوب و استانداردهای لازم برای انتخاب راه حل ERP
  • عوامل موثر بر انتخاب روش استقرار و اجرای راه حل ERP
  • مرور تجارب استقرار ERP در كشور و شناسايی عوامل‌ بحرانی‌‌ موفقيت شركت های داخلي
  • پانل تخصصی و تبادل نظر پيرامون سيستم های برنامه ريزی منابع سازمان
  • معرفي يک محصول جديد ERP توسط تامين کننده

خلاصه:

رشد و گسترش نفوذ استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات در صنايع، باعث افزايش استقبال از راهكارهاي جامع شده است، در اين راستا برخي از شركتها و واحدهاي توليدي بدون ارزيابي و شناخت، قراردادهايي با برخي از تامين كنندگان و شركتهاي بومي ساز، ايراني و خارجي را عقد نموده اند كه بعضاً در فازهاي استقرار يا بومي سازي، دچار مشكلات و عدم توفيق هايي گرديده است. برگزار کنندگان سمينار،اقدام به ارائه و بومي سازي يك متدلوژي جهت ارزيابي و انتخاب راه حلهاي مناسب براي سازمان ها و صنايع نموده است. اين متدلوژي كه در شرکتهاي متعددي اجرا و استفاده شده، به تفصيل در طي سمينار تبيين مي گردد.اين همايش توسط شركت پرشيا فاوا گسترش و شرکت مشاورين مبنا برگزار مي‌شود.

زمان برگزاري همايش ERP  روز پنجشنبه مورخ 3 مرداد ماه 1387 بوده و برنامه آن شرح ذيل مي‌باشد:

رديف

ساعت

موضوع

سخنران

  1.  

08:30

09:00

قرآن،سرود،خوش آمدگويي و اعلام برنامه

  1.  

09:00

10:00

شناسايي پيش نيازهاي درون سازماني و عوامل برون سازماني براي حصول نتيجه مطلوب از راه حلERP

آقاي مهندس بزرگمهری

شركت پرشيا فاوا گسترش

  1.  

10:00

11:00

متدلوژي نظارت بر اجراي پروژه هاي ERP

 شركت مشاورين مبنا

  1.  

11:00

11:30

پذيرايي

 

  1.  

11:30

13:00

معرفي يک محصول جديد ERP

Mr. Peter Forcht

ABAS Company

  1.  

13:00

14:00

نماز و نهار

 

  1.  

14:00

15:00

نمونه استقرار ERP  

آقاي مهندس گل‌نبي

شركت كمباين سازي ايران

  1.  

15:00

15:30

استراحت و پذيرايي

 

  1.  

15:30

17:00

پانل تخصصي

 

محل برگزاري: سالن آمفي تئاتر هتل سيمرغ

آدرس : خيابان ولي‌عصر بالاتر از خيابان شهيد بهشتي روبروي پمپ بنزين هتل سيمرغ

تلفن دبيرخانه سمينار :‌ 88510916 - 88764053 - 88312161 - 88861214 - 88861215

نمابر :‌ 88845690 - 88847618 - 88510916 – 88764053

جهت كسب اطلاعات بيشتر به آدرس www.erpseminar.ir مراجعه نماييد.

 

 

گزيده:

آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند، مجبور به تکرار آن هستند .    جرج سانتايانا

 

  ساعت 21:27 به قلم مهرداد       

 كدام يك از نقشهايتان را بيشتر دوست داريد؟

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

برنامه "امشب" با اجراي رامبد جوان و اميرحسين صديق از شبكه دوم سيما را فرصتي اگر دست دهد، تماشا مي‌كنم. هفته پيش مهمانشان، سروش صحت بود.
از وي پرسيدند كه شما هم بازيگريد، هم نويسنده و هم كارگردان. كداميك را بيشتر دوست داريد. جواب وي خيلي جالب بود. او گفت: وقتي يكي از اين سه را انجام مي‌دهم، به دليل مشكلات و سختي‌هايش، آن دو ديگر را بيشتر دوست دارم.
جواب وي، بيان‌كننده شرايطي است كه خيلي اوقات براي خودمان اتفاق مي‌افتد. اين شرايط در مورد كارهايي كه تجربه‌اش را نداريم، ولي آرزويش را، بيشتر رخ مي‌دهد. شايد مثل زير تا آن اندازه‌اي بتواند موضوع را روشن كند: مرغ همسايه، هميشه غازه. وقتي طراحي مي‌كنيم، دوست داريم، مدير باشيم، وقتي مدير هستيم، دوست داريم طراحي كنيم. وقتي طراحي مي‌كنيم،‌ دوست داريم برنامه‌نويس باشيم، و ..... وقتي مهندس نرم‌افزار هستيم، دوست داريم بقال باشيم، وقتي ....

گزيده:
خوشبختی ميان خانه‌ شماست، بيهوده آن را در باغ بيگانگان می‌جوييد.   "جرج اورول"          

  ساعت 23:59 به قلم مهرداد       

 همدلي از همزباني خوش‌تر است

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387
منازعت چهار كس جهت انگور كي هر يكي به نام ديگر فهم كرده بود آن را: 

چار كس را داد مردي يك درم                            آن يكي گفت اين بانگوري دهم
آن يكي ديگر عرب بد گفت لا                            من عنب خواهم نه انگور اي دغا
آن يكي تركي بد و گفت اين بنم                       من نمي‌خواهم عنب خواهم ازم
آن يكي رومي بگفت اين قيل را                        ترك كن خواهيم استافيل را
در تنازع آن نفر جنگي شدند                            كه ز سر نامها غافل بدند
مشت بر هم مي‌زدند از ابلهي                         پر بدند از جهل و از دانش تهي
صاحب سري عزيزي صد زبان                           گر بدي آنجا بدادي صلحشان
پس بگفتي او كه من زين يك درم                      آرزوي جمله‌تان را مي‌دهم
چونك بسپاريد دل را بي دغل                           اين درمتان مي‌كند چندين عمل
يك درمتان مي‌شود چار المراد                          چار دشمن مي‌شود يك ز اتحاد
گفت هر يكتان دهد جنگ و فراق                       گفت من آرد شما را اتفاق
پس شما خاموش باشيد انصتوا                        تا زبانتان من شوم در گفت و گو
گر سخنتان مي‌نمايد يك نمط                           در اثر مايهء نزاعست و سخط
گرمي عاريتي ندهد اثر                                   گرمي خاصيتي دارد هنر
سركه را گر گرم كردي ز آتش آن                       چون خوري سردي فزايد بي گمان
زانك آن گرمي او دهليزيست                            طبع اصلش سرديست و تيزيست
ور بود يخ‌بسته دوشاب اي پسر                        چون خوري گرمي فزايد در جگر

واقعاً چه كلامي است، كلام مولانا. جاي ديگر مي‌فرمايد:
ای بسا هندو و ترک همزبان          ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است      همدلی از همزبانی خوشتر است

يكي از مشكلات ما در كار و زندگي همين است. كساني كه آشنايي ديرينه دارند، به واژه‌ها، كلمات و اصطلاحات همديگر آشنا هستند. اما آنهايي كه تازه آشنا شده‌اند و يا به تازگي بر اثر ضرورت، مثلاً براي انجام پرو‍ژه‌اي، در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند، يا با واژه‌هاي جديد مواجه شده‌اند، به اين عارضه دچارند. بيان اصطلاحات و كلمات مختلف براي بيان يك مفهوم.

یکی دیگر از عارضه‌هايي كه به آن دچار مي‌شويم، برداشتهاي مختلف از يك اصطلاح يا بيان منظورهاي مختلف گويندگان با كلمات و اصطلاحات مشابه است.
آن يكي شيري است اندر باديه        آن دگر شيري است اندر باديه
آن يكي شيري است كادم مي خورد      آن دگر شيري است كادم مي خورد!
اين موضوع وقتي كه سطح گفتگو از حوزه تخصصي به حوزه غيرتخصصي و بالعكس كشيده مي‌شود، بسيار مشكل‌زا است. چرا كه در حوزه‌هاي عمومي، كلي‌ و عام‌گويي غالب است بر در نظر گرفتن موارد تفاوت، آن طور كه در بحثهاي تخصصي رخ مي‌دهد. مثلاً نياز، نيازمندي و مشكل در بيان عام، معادل هم استفاده مي‌شوند، در حالي كه در حوزه تخصصي "مهندسي نيازمندي‌ها"، به طور كل، متفاوتند.

عارضه ديگر، وجود تعابير و تعاريف مختلف از يك اصطلاح فني است. براي نمونه به تعريف مفهوم «معماري نرم‌افزار» توجه فرماييد.

+Modern Definitions
+Classic Definitions
 -- Rational Unified Process, 1999
 -- Perry and Wolf, 1992
 -- Garlan and Shaw, 1993
 -- Bass, et al., 1994
 -- Hayes-Roth, 1994
 -- Garlan and Perry, 1995
 -- Boehm, et al., 1995 
 -- Soni, Nord, and Hofmeister, 1995
 -- Shaw, 1995
+Bibliographic Definitions 

Reference: Published Software Architecture Definitions Carnegie Mellon University

درخواست پيشنهاد:
۱- آيا شما عوارض ديگري را مي‌توانيد نام ببريد؟
۲-آيا براي رفع يا كاهش عوارض بالا پيشنهادي داريد؟

گزيده:

Juliet:
"What's in a name? That which we call a rose By any other name would smell as sweet."
Shakespeare

  ساعت 22:57 به قلم مهرداد       

 حل مسأله

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387
حل مسأله بخشي از كار و زندگي‌مان شده است. تصوير زير گوياي آن چيزي است كه در آخر بعضي از حل مسأله‌هايمان رخ مي‌دهد.

 

گزيده:
براي اداره كردن خويش، از سرت استفاده كن. براي اداره كردن ديگران، از قلبت. دالايي لاما

  ساعت 22:21 به قلم مهرداد       

 تیم یا گروه

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

چند وقت بود که بحث تیم یا گروه در بسیاری از وبلاگهایی که مطالعه می‏كردم، مطرح مي‏شد و خواندن آنها هم برايم جالب بود و هم آموزنده. 
براي بيان تفاوت بين تيم و گروه، حكايتي را به مضمون نقل مي‏كنم كه خواندنش خالي از لطف نيست:
"حكايت مي‏كنند كه ده نفر در كارواني در راهي مي‏رفتند. دو دزد به كاروان زدند و تا مي‏توانستند، كتكشان زدند و هر چه داشتند، بردند. كسي از آنجا مي‏گشت، پرسيد: چگونه اين اتفاق افتاد كه شما ده نفر بوديد و آنها دو نفر.
يكي از آن ميان گفت: آنها دو نفر بودند، همراه و ما ده نفر بوديم، تنها. "
آن دو نفر، تيم بودند و آن ده نفر، گروه.

گزيده:
"مورچگان را چو فتد اتفاق           شير ژيان را بدرانند پوست" سعدي

  ساعت 21:36 به قلم مهرداد       

 درد مشترک (4)

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
نظرات دوست خوبمان، آقای مهندس نگاهی درباره درد مشترک جالب و خواندنی است. قضاوت با شما.

1- به نظر من کم سواد ( یا بی سواد ) تا زمانی که هیچ چارچوبی در قوانین کشور ما وجود نداشته باشد که از تولید کننده بیچاره نرم افزار حمایت شود هیج راهی ب سرمنزل مقصود نمی رسد
2-جایی که Intel دیگر cpu نمیسازد در آمریکا و Microsoft به سراغ سیستم عامل تحت satelite میرود ، دیگر مجالی برای حرکت تدریجی نیست .
3- اما اینم باید در نظر گرفت در صنعت نرم افزار ما مدیری که یک رهبر باشد نداریم تا بتوانیم یک حرکت سریع کنیم پس همان لاک پشت بار پیشکشمان ، اگر هم داشته باشیم قدرت ندارد و اگر قدرت داشته باشد ، قانونی نیست که از آن حمایت کند
4- زمانی که وزیر IT میگوید اینترنت 56K برای مصرف خانگی و بری دانشجویان کافی است دیگر باید منتظر حرکت تدریجی ماند
5- اگر ما در نرم افزار کم تجربه هستیم دنیا که اقیانوس تجربه است ، چرا هند بزرگترین تولید کننده نرم افزار است، چرا ما هیشه باید آزمون و خطا کنیم ؟؟
6-هنگاهی که یک فرد معمولی هوس میکند برنامه نویس بشود و با خرجی معادل 8000 تومان برای خرید یک VS و یک کتاب ادعای برنامه نویس حرفه میکند و اسم خودش را میگذارد مهندس ، باید چکار کرد

نتیجه : جور دیگر باید زیست 

گزیده:
«موانع»، آن چيزهاي وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر می‌داريد، به نظرتان می‌رسند.  هنری فورد

  ساعت 20:56 به قلم مهرداد       

 درد مشترك (3)

دوشنبه سوم تیر 1387
با تشکر از عزیزانی که در هم‏اندیشی موضوع "درد مشترک" شركت كردند، ادامه نظرات دوستان را در زير آورده‏ام.

علی:
... اما در مورد نوشته آقای نوذری به نظرم به نکات درستی اشاره کرده اند. مخصوصا آنجا که نوع تفکر را در شرکت نرم افزاری کارگاهی دانسته اند و صنعتی شدن آن را خواستار شده اند را بسیار درست می دانم.
به نظرم می توان به راه حل ها و پیشنها ها این را هم افزود که نهادهایی وظیفه استاندارد سازی برخی مفاهیم را به عهده گیرند و بر تولیدات شرکتهای نرم افزاری نظارت مستمر داشته باشند. صنعت نرم افزار نیز مانند هر صنعت دیگری باید ارزیابی شودف نه بر اساس درآمد و یا بر اساس تعداد نیروی انسانی. بلکه بر اساس محصولی که تولید می کند که چقدر منطبق بر این استاندارد هاست.
امیدوارم به زودی این راهکارها تکمیل شود و به یک جمع بندی نهایی در این زمینه برسیم.
همین!

پویا:
مواردی که مطرح شد همگی درست و باید هستند و علاوه بر آنها من دلیل دیگری که برای عدم توانایی تبدیل تولید کارگاهی به تولید صنعتی می بینم آن است که نرم افزار در کشور ما در صنعت و امور مشتریانش -مخصوصا دولت -نقش کلیدی و حیاتی ندارد چرا که سطح دانش آی تی پایین بوده و در مقابل استفاده از آن همیشه مقاومت وجود دارد واین خود زمینه ساز از اولویت افتادن پارامتر کیفیت در نرم افزار برای رقابت میشود -به جای آن رانت معیار اصلی بازار است-که این نیز خود منجر به عدم نیاز به آموزش نیروی انسانی،تعهد متقابل و حداقل میان مدت بین سازمان تولید کننده نرم افزار و نیروی انسانی آن،عدم نیاز به افزایش هزینه های تولید با کار استاندارد و سیستماتیک و... می گردد .خلاصه من فکر میکنم تا زمانی که بزرگترین مشتری بازار نرم افزار ایران دولت با مدیریت غریبه با آی تی و با اینرسی سکون متمایل به روشهای سنتی است انگیزه ای برای استاندارد سازی و سایر پارامتر های مهندسی نرم افزار برای تولید نرم افزار وجود ندارد ،چراکه برای این مشتری اصلی م ا نرمافزار نه تنها مولد یک ارزش افزورده و چراغ راه مدیریت نیست بلکه مانع و ابزاری لوکس و دست پاگیر در سازمان است.بای مثال چند سازمان می شناسید که بخش عظیمی از کارکنانش از وجود نرمافزارهای جاری سازمان ننالندو آنها را دست و پاگیر ننامند و یا جنذ سازمان را می شناسید که از دادهای نرم افزارهایشان برای شنات بیشتر و وضعیت ساازمانشان اطلاعات و از آن دانش تولید کنند؟

بهروز:
من نیز با نظر آقای نوذری در مورد آغاز یک حرکت تدریجی و نرم موفق هستم و باید قبول کنیم که تغییر یک فرآیند تدریجی و زمانبر است که در بحثی که قبلا در مورد نیروی انسانی با آقا پویا داشتم به آن اشاره کردم.
اما سخنان آقا پویا فکر کنم خیلی واقع بینانه و از روی تجربه باشد چون من خودم یکبار درگیر کاری شدم و دیدم که یک مدیر سنتی و البته همه کاره یک سازمان دولتی چگونه مانع شکل گیری یک سیستم جامع و بروز در آن سازمان شد و یک مدیر جوان و خوشفکر در زمینه آی تی را چگونه بایگوت کرد.
اما من یک سوال از آقای واحد و بقیه دوستان داشتم به نظر شما چه نهادی و یا چه کسانی باید استاندارد سازی ها را انجام دهند؟ مدیران ارشد کشور! باز یک مثال می زنم مثلا وزیری که سرعت 56 را برای اینترنت در ایران مناسب می داند یا همکار بغل دستی اون فرد. آیا آنها واقعا به این چیزها فکر می کنند؟ جواب من نه است، چون اکثر مدیرانی که در راس قرار دارند همانطور که آقا پویا هم اشاره کرده اند با این موضوع غریبه و نا آشنا هستند. (استاد واحد من چندتا سوال دیگر دارم که بعدا می پرسم چون در اکثر نوشته های شما من اول متن چند تاسوال در ذهنم مطرح می شه ولی تا آخر متن به اکثر سوالاتم پاسخ داده می شه)

گزيده:

  ساعت 15:7 به قلم مهرداد       

 درد مشترک(2)

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387

پس از نوشتن مطلب درد مشترک به نقل از وبلاگ رادمان، آقای ابوذر نوذری پیشنهاداتی در این زمینه ارائه داده‏اند كه ضمن تشكر از ايشان، پيشنهاداتشان در ادامه آورده شده است:


«همه اینها مشکلاتی هستند که تقریبا به طور عام در سایر صنایع کشور هم دیده می شوند، که البته با شدت و ضعف همراه می باشند. شاید به نوعی بتوان گفت در ایران، در کل تولید مزیت بالایی ندارد. که همه این موارد ناشی از ضعف اساسی ما در ایران، یعنی مدیریت است. نقطه ضعفی که متاسفانه از بالاترین سطوح تا پایین ترین سطوح در کشور و در همه عرصه ها به وضوح دیده می شود.
و اما به نظر من نرم افزار پچیدگی ها و حالات خاص خود را دارد. و در این میان مسئولیت این ضعف ها را شاید نتوان متوجه یک گروه خاص نمود. می توان با اندکی تقریب سهم دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، مدیران و صاحبان صنعت نرم افزار، پرسنل و افراد فعال در این صنعت را در این رکود، رخوت و بی نظمی به یک اندازه دانست. البته به نظر من سهم دولت و دستگاه های سیاست گذاری صنعتی کشور در این میان کمی بیشتر است. متاسفانه علیرغم تاکید دولت های مختلف بر مساله فناوری اطلاعات ولی در هیچ یک از آنها به صنعت نرم افزار توجه جدی نشده است.
اما به نظر من راهکارهایی که در این حوزه برای نجات شرکت های نرم افزاری می توان مطرح کرد عبارتند از :

  • آغاز یک حرکت نرم و تدریجی در راستای تغییر دیدگاه در تولید نرم افزار از رویکرد استادکاری به رویکرد مهندسی
  • آغاز یک حرکت نرم و تدریجی به سوی تولید علمی نرم افزار بر اساس روش های صنعتی ارائه شده و تلاش برای خروج از سبک فعلی تولید که همانا سبک و شیوه کارگاهی و غیر صنعتی می باشد
  • تلاش برای شکل گیری انجمن های قوی صنفی نظیر کنسرسیوم ها و ... جهت حمایت از حقوق صنعت نرم افزار و شرکت های نرم افزاری
  • تلاش برای ارتباط هر چه بیشتر با شرکت های فعال نرم افزاری در خارج از ایران جهت مشارکت در پروژه های داخلی و انتقال تکنولوژی و مهمتر از آن سبک، شیوه، تفکر و روح حاکم کاری در آن شرکت ها به داخل کشور
  • تلاش برای گسترده تر کردن ارتباط با ایرانیانی که در خارج از کشور در شرکت های بزرگ نرم افزاری مشغول به کار هستند، و دعوت از آنها، از طرف صنایع نه دانشگاه ها، برای حضور در ایران و ارائه کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی کاربردی
  • تلاش برای تغییر دیدگاه بنگاه های مالی و اعتباری کشور نظیر بانک ها و موسسات پولی به صنعت نرم افزار
  • سرمایه گذاری هر چه بیشتر در نیروی انسانی و آموزش آنها همراه با اتخاذ روش هایی جهت پایبند کردن آنها به شرکت
  • به کارگیری سود حاصل از پروژه های نرم افزاری در همین صنعت
  • تلاش برای ترویج مفاهیم اقتصاد مهندسی در همه سطوح اعم از مدیران ارشد شرکتهای نرم افزاری تا کارشناسان و پرسنل درگیر در سطوح پایین هرم
  • تلاش برای ارتباط با صاحب نظران جهت انجام آسیب شناسی های دقیق و تکنیکی در این حوزه و ارائه راهکار برای آن

و در پایان همه این موارد نیاز به گذشت مدت زمانی طولانی جهت شکل گیری و قوام دارند. مواردی که مطرح شدند چیزهایی نیستند که در طول یک سال و دو سال بدست آیند، و دقیقا من هم به همین خاطر در اکثر جملات کلمه "تلاش" را به کار برده ام. چیزی که من حس می کنم این است که مجموع حرکت ها در صنعت نرم افزار ایران، حداقل در مقطع فعلی، گویای حرکت در یک مسیر درست و روبه کمال نمی باشد. در نهایت می توانم بگویم که صنعت نرم افزار در ایران از مسائلی مثل ابزار محوری، فرد محوری، عدم وجود دیدگاه مهندسی و سیستماتیک، عدم وجود دیدگاه بلند مدت و ترجیح منافع کوتاه مدت و میان مدت بر منافع بلند مدت و مسائلی از این دست به شدت رنج می برد.
امیدوارم دوستان دیگر با مشارکت خود در تکمیل این بحث و به خصوص ارائه راهکار کمک نمایند.»

گزیده:
" اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما می‏شد، سعی و عمل ديگر معنی نداشت"  . موريس مترلينگ

مأخذ: سخن بزرگان

  ساعت 10:4 به قلم مهرداد